سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
501
تاريخ ايران ( فارسى )
به سمت منشىگرى فارسى استخدام نمود . صدراعظم به استخدام اين شخص و برقرارى او به پست مزبور اعتراض نمود و سفارت هم نيز در مقابل آن تسليم شد ، زيرا واضح بود كه واسطهء ما بين دو دولت نبايست شخصى باشد كه مورد نفرت وزير وقت ايران بوده باشد . در ابتدا صدراعظم كه تمايل خود را در اين موضوع نشان ميداد اظهار داشت كه ميرزا هاشم ميتواند به سمت يك نمايندهء انگليس بشيراز فرستاده شود ، ولى وقتى كه نامبرده بدين سمت تعيين شد مشار اليه تغيير رويه داده اظهار كرد كه چون اين شخص از خدمت دولت ايران معافيت و انفصال رسمى حاصل نكرده نمىتواند زير نظر انگليسها مصدر شغلى گردد و از اين رو به او اجازهء قبول نمايندگى داده نميشود . اين ايراد سست و بىپايه به نظر آمده چه تا آنوقت در ايران لفظ انفصال رسمى به گوش كسى نخورده بود . صدراعظم بر اهانت و سوء رويه افزوده حكم توقيف و بازداشت زوجهء ميرزا هاشم را داد . مستر مورى « 1 » سفير تازهوارد بريتانيا براى ابقاء صلح و آرامش موافقت نمود كه اگر چنانچه دولت ايران به ميرزا هاشم شغلى بدهد كه حقوقش بيش از حقوق شغل حاضر او باشد و نيز امان جانى به او داده و بالاخره زنش را به او برگرداند وى ميرزا را از خدمت بريتانيا معاف خواهد ساخت . وزير مشار اليه نهفقط به اين پيشنهاد معقولانه جواب رد داد بلكه با كمال بىپروائى اظهار داشت كه سفير بريتانيا ميرزا را محض خاطر زنش نگاهداشته - است و در تعقيب آن از طرف دولت ايران مراسلهء اهانتآميزى رسيد كه بريتانيا را تهديد نموده بود كه اگر پرچم دولت خود را برافرازد باعث بروز وقايع ناگوارى خواهد شد . سفير بريتانيا بالاخره مناسبات را قطع نموده و در انتهاى سال 1855 تهران را ترك گفت و هفتهها و بعد ماهها گذشت بدون آنكه با انگلستان هيچگونه مراودهاى برقرار باشد . صدراعظم در نتيجه خيال كرد كه مستر مورى را مغلوب ساخته است . بنابراين در اين وجد و انبساط پيش از موقع خود تصميم گرفت كه به آرزوى ملى در تصرف هرات جامهء عمل بپوشاند . اتحاد انگليس و افغان 1855 م وضع تهديدآميز ايران به طرف افغانستان ايجاب كرد كه دوست محمد عقد يك پيمان اتحاد با بريتانياى كبير را با
--> ( 1 ) - Mr Murray